يا ايتها النفس المطمئنه ارجعي الي ربك راضيه المرضيه فدخلي في عبادي ودخلي جنتي                                        
ارغوان
شاخه هم خون جدامانده من
آسمان تو چه رنگ است امروز ؟
آفتابي است هوا ؟
يا گرفته است هنوز ؟
من در اين گوشه
كه از دنيا بيرون است
آسماني به سرم نيست
از بهاران خبرم نيست
آنچه مي بينم ديوار است
آه اين سقف سياه
آنچنان نزديك است
كه چو برمي كشم از سينه نفس
نفسم را بر مي گرداند
ره چنان بسته كه پرواز نگه
در همين يك قدمي مي ماند
كورسوئي ز چراغي رنجور
قصه پرداز شب ظلماني است
نفسم مي گيرد
كه هوا هم اينجا زنداني است
هر چه با من اينجاست
رنگ رخ باخته است
آفتابي هرگز
گوشه چشمي هم بر فراموشي
اين دخمه نينداخته است
من در اين گوشه
خاموش فراموش شده
كه از دم سردش
هر شمعي خاموش شده
ياد رنگيني
در خاطر من گريه مي انگيزد
ارغوانم آنجاست
ارغوانم تنهاست
ارغوانم دارد مي گريد
چون دل من چنين خون آلود
هر دمت ديده بود
ارغوان اين چه رازيست
كه هر بار بهار
با عزاي دل ما مي آيد
كه زمين هر سال
از خون پرستو ها رنگين است
اينچنين بر جگر سوختگان
داغ بر داغ مي افزايد
ارغوان پنجه خونين زمين
دامن سرخ بگير
واز سواران خرامنده خورشيد بپرس
كي بر اين دره غم مي گذرند
ارغوان خوشه خون
بامدادان كه كبوتر ها
بر لب پنجره باز سحر
غلغله مي آوازند
جان گلرنگ مرا بر سر دست بگير
به تماشاگه پرواز ببر
آه بشتاب كه هم پروازان
نگران غم هم پروازند
ارغوان بيرق گلگون بهار
تو برافراشته باش
شعر خون بار مني
ياد رنگين رفيقانم را
بر زبان داشته باش
تو بخوان نغمه ناخوانده من
ارغوان
شاخه هم خون جدامانده من

هوشنگ ابتهاج

پوپكم
پوپك شيرين سخنم
اين همه غافل
از اين شاخه به آن شاخه مپر
اين همه قصه شوم
از كس و ناكس مشنو
غافل از دام هوس
اين همه در بر هر
نا كس و هر كس منشين
پوپكم
پوپك شيرين سخنم
تويي آن شبنم لغزنده
گلبرگ اميد
من از آن دارم بيم
كاين لجنزار
تو را پوپكم آلوده كند
اندر اين دشت مخوف
كه تو آزاديش
اي پوپك من مي خواني
زير هر بوته گل
لب هر جوي آب
پشت آن كهنه فسونگر ديوار
كه كمين كرده تورا
زير درختان كهن
پوپكم دامي هست
گرگ خونحونره
بد كاره بد نامي هست
سالها پيش دل من
كه به عشق ايمان داشت
تا كه آن نغمه
جانبخش تو از دور شنيد
اندر اين مزرع
آفت زده شوم حيات
شاخ اميدي كاشت
چشم بر راه تو بودم
كه تو كي مي آيي
پوپكم يادت هست
در دل آن شب افسانه اي مهتابي
كه بر آن شاخه پريدي
لحظه اي چند نشستي
نغمه اي چند سرودي
گفتم اين دشت سيه
خوابگه غولان است
همه رنگ است و ريا
همه افسون و فريب
صيد همچون تويي
اي پوپك خوش پروازم
مرغ خوش خوان و خوش آوازم
به خدا آسان است
اين همه برق
كه روشنگر اين صحرا هاست
پرتو مهري نيست
نور اميدي نيست
آتشين برق نگاهي
زكمينگاهي است
همه گرگ و همه ديو
در كمين تو و زيبايي تو
پاكي و سادگي و
خوبي و رعنايي تو
مرو اي مرغك زيبا
كه به هر رهگذري
همه ديوند كمين كرده
نبينند تورا
دور از دست وفا
پنهان از ديده عشق
نفريبند تو را
نفريبند تو را

دكتر علي شريعتي

بسم الله الرحمن الرحيم

  غزه

مگر دیگر فروغ ایزدی آذر مقدس نیست؟

مگر آن هفت انوشه خوابشان بس نیست؟

زمین گندید آیا بر فراز آسمان کس نیست؟


دیروز برنامه تجمع در اعتراض به حملات وحشیانه به غزه بود ..... جلو درب اصلی دانشگاه تبریز ..... از همه دانشگاهای تبریز اومده بودن ..... آزاد - پیام نور و ...... اما سرجمع ١۵٠ نفر نمی شدن ....... محوطه جلوی در پر نشده بود ..... تازه حدود ٣٠-۴٠ نفرشونم مسئولین دانشگاه بودن که قیافهاشون نشون می داد به آورده شده بودن ..... یه ٢٠ -٣٠ نفریم خود مسئولین برگزاری (بسیج) بودن ..... درکل دانشجویی نبود !!!!!!!!

و اما سوال من اینه که چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

این قدر بی تفاوتی به این فاجعه انسانی نتیجه چیه ؟؟؟؟؟؟؟


يا علي
پيام هاي ديگران ()        لينك        ۱۳۸٧/۱٠/۱۱ - نيمه پنهان


بسم الله الرحمن الرحيم

  وظيفه ما ...

ميگفتن خاتمي مياد همه چيزو درست ميكنه ......

ميگفتن احمدي نژاد بياد همه چيز حله ...... تازه خراب كاري هاي خاتمي رو هم  درست ميكنه ! .....

ميگن به كانديداي اصلح راي بديد همه چيز درست ميشه ..........

 

پس همه چيز خرابه !!!!!!! ..... و چقدر همه دوست دارن كه همه چيز درست بشه ..... اما چرا درست نميشه ؟؟؟؟ .... شايد به خاطر اينه كه همه دنبال يكي ميگردن كه همه چيزو درست كنه ؟؟...

 

ميگن آقا يه عده دزد شدن مسئول اين مملكت دارن همه چيزو غارت ميكنن ...... اين فاميل ما آشپز فلان مسئول مملكت ، ميگفت ديشب تو يه مهموني n ميليون تومن خرج شده ..... پسر عموي من تو فلان جا سربازه ، ميگفت فلانيا با فلان ماشين ميان و ميرن و .....اين رفيق ما باباش دربون ايران خودرو ، ديروز ميگفت ايران خودرو نيرو ميخواد اما احمدي نژاد گفته حالا نيرو نگيريد فكر كنم ميخواد فاميلاشو بياره .....

 

اگه خواستين خونتونو بسازين براي جوازش شهرداري 10% تخفيف ميده ..... من يه آشنا دارم 15% تخفيف ميگيره .... يه نيم درصدي هم براي خودش برميداره ..... حتما بهم زنگ بزن ......

 

پژو405  ميخواي  9ميليون تومن ..... اگه ميخواي اين رفيق ما تو بنياد شهيد كار ميكنه .... به خانواده هاي شهدا پژو سهميه اي ميدن 8 ميليون .... اين بنده خدا 1 ميليون برا خودش برميداره و از اون سهميه ها به تو ميده 9 ميليون ....پولتم بايد چهار ماه بخوابه ...... من سه تا ريختم ....

 

چرا طبقه بالاي خونتونو نميسازيد ..... شهرداري كه كاري نداره .... ماموراش ميان 20000 تومن بهشون ميدي ميرن ....همين ....

 

پسر تو چقدر پخمه اي .... آخه آدم 20000 تومن جريمه ميشه ..... 1000 تومن ميدادي به افسره تموم بود .....

 

2 جلسه ميري تدريس كني؟ پول خوبي داره ها ..... آخه تو 2 جلسه چكار كنم ؟ .... بابا اينجا مدرسه غير انتفاعي ، اصلا مهم نيست چي درس بدي فقط چون از بچه ها پول زياد ميگيرن ميخوان وانمود كنن كه كلاس المپيادم دارن همين ......

 

تو جدي جدي تقلب نميكني ......... بابا بيا ببين سر كنكور كارشناسي ارشد چه خبره ..... امثال تو كلاشون پسه معركست ....من كه باورم نميشه لابد نميتوني تقلب كني ....

 

خانوم شما تو اين خونه آرايشگاه دارين ...... نه آقا آرايشگامون كجا بود ..... چرا شما پنج تا  شاكي خصوصي داريد كه اينجا آرايشگاه غير قانوني داريد  .... آقا نداريم بيا ببين ، حالا اين شاكيا كيا هستن ..... سال 67 از شما شكايت شده ..... هاهاهاها چهار نفري از شهرداري با يه مامور نيروي انتظامي اومديد اينو بگيد ،  بابا الان سال 85 از اون موقع تا حالا اينجا سه بار پايان كار گرفته ، صاحباي اون موقع اين خونه الان هفتا كفن پوسوندن ، شما تا حالا كجا بوديد ؟..... ما نمي دونيم ما ماموريم و ماذور به شوهرتون بگيد فردا بياد شهرداري ..... فردا : 4500 تومن جريمه آرايشگاه ، ناراحتيد شكايت كنيد .... آخه من بايد 10 برابر خرج كنم تا شكايت كنم .... اينه كه هست بهتر عاقل باشي ....

 

گرون فروشي .....

كم فروشي .....

 دروغ گفتن .... براي فروش يه كالا ..... يا همين دروغايي كه توي پيام هاي بازرگاني صدا و سيما هر روز ميشنويم  .... يا اينروزا تو تبليغات كانديداهاي تاييد صلاحيت شده شوراي محترم نگهبان ....يا ....

تخلفات رانندگي .... كه خيلي راحت باعث ايجاد حق و ناس و حتي مرگ و ... ميشه

 و غيره و غيره  .... مسائل رايجين كه خارجيها رو نميدونم اما ما ايرانيها هميشه باهاش مواجهن .... و همشون توسط مردم عادي انجام ميشه ....

اينا يه شمه اي بود از مردم ما بهتر بگم از خود ما ..... البته بقيشو خودتون ميدونيد ..... اينا چيزايه كه ما باهاش بزرگ شديم ..... مگه ميشه ندونيد ..... فقط واسه يادآوري يه كميشو گفتم ......

 

راستي يه سوال :

فرق اين آدماي عادي با مسئوليني كه ميليارد ميليارد از بيت المال دزدي ميكنن چيه ؟ شباهتشون چيه ؟

به نظر من شباهتشون اينه كه همشون تا اندازه اي كه ميتونن  دزدي ميكنن ....

و تنها فرقشون اينه كه اونا ميتونن ميليارد ميليارد ببرن و اينا نميتونن ..... يعني اينا هم اگه بتونن دريغ نميكنن ..... به قول معروف از اصلشون نيست از ترسشونه .....

 

خوب اين دولت و مسئولين و نمايندگان مجلس و غيره هم كه از كره مريخ نميان .... از بين  همين مردم  ميان  مثل من و تو ....

خوب وقتي بيشتر از 90% مردم اينجورين خوب طبيعيه كه 90% كانديداهامونم اينجوري باشن و به طبع 90% اونايي كه انتخاب ميشن .... و از اونجايي كه تو كشور ما حرف اول و آخرو بعد از ولايت دموكراسي ميزنه ، همه تصميمات با 3/2 آرا گرفته ميشه و متاسفانه چون 3/2 هميشه از 10% بيشتره  ، اين آدماي خوب هم(در صورت وجود)  هيچ كاري نميتونن بكنن و البته چون 10% از 3/1 هم كمتره باز اين آدماي خوب حتي نميتونن جلوي كاراي بد بگيرن و اون آدماي اونجوري هر كاري ميخوان ميكنن و مملكت ما اينجوري ميشه كه هست ....

 

و جالبتر اينكه همه ميدونن اينجا چه خبره  ...... و همه از اين موضوع ناراضين ......  به خاطر همينه كه همه اميدوارن با اومدن فلاني همه مشكلات حل بشه ......

 

ميخوام بگم كه وظيفه هر ايراني براي ساختن مملكتش مهمتر از راي دادن  اينه كه خودشو درست كنه ......  همين ..... اون موقع مملكتم درست ميشه ....

يا علي
پيام هاي ديگران ()        لينك        ۱۳۸٥/٩/٢٥ - نيمه پنهان


بسم الله الرحمن الرحيم

  درد علی

برو اي گداي مسكين در خانه علي زن             كه نگين پادشاهي دهد از كرم گدا را

درد علي دو گونه است: يك درد دردي است كه ا ز زخم شمشير ابن ملجم در فرق سرش احساس مي كند و درد ديگر دردي است كه او را "تنها" در نيمه شبهاي خاموش به دل نخلستان هاي اطراف مدينه كشانده و به ناله درآورده است.

ما تنها بر دردي مي گرييم كه از شمشير ا بن ملجم در فرقش احساس مي كند. اما اين درد علی نيست. دردي كه چنان روح بزرگي را به ناله درآورده است تنهايي است كه ما آن  را نمي شنا سيم. بايد  اين درد را بشناسيم نه آن درد را، كه علی درد شمشير را احساس نمي كند و ما درد  علیرا احساس نمي كنيم.

و تاريخ همه اين ماههاي مكرر است، ماههائي همه مكرر يكديگر، سالهائي تهي و عقيم، قرن هائي كه هيچ چيز نمي آفرينند، هيچ پيامي بر لب ندارند، تنها مي گذرند و پير مي كنند و همين، و در اين صف طولاني و خاموش، هرازچندي شبي پديدار مي گردد كه تاريخ مي سازد، كه انسان نومي آفريند و شبي كه باران فرشتگان خدايي باريدن مي گيرد، شبي كه آن روح در كالبدزمان مي دمد، شب قدر! شبي كه از هزار ماه برتر است،

آنچانكه بيست و چند سال بعثت محمد، از بيست و چند قرن تاريخ ما برتر بود

                                                                                    دکتر علی شریعتی

*****************************************************************

بهترين بنده : علي .......  بهترين ماه : رمضان ....... بهترين شب : شب قدر ......... بهترين وقت : سحر ....... بهترين مكان : مسجد ......... بهترين جاي مسجد : محراب ......... بهترين حالت : درحال نمازبا زبان روزه ........ بهترين ركن نماز : سجده ........ بهترين مرگ : شهادت ..........

*****************************************************************

ميگن حضرت علي شبي هزار ركعت نماز مي خوند .......... بعضي ها تكيه شونو دادن به ديوار چشماشونو بستن  گفتن نميشه بابا ........ هي حساب و كتاب كردن ......... اگه هر دقيقه يك ركعت ....... تازه آدم خسته مي شه ....... و ....... علامه اميني در يك ماه رمضان در كنار حرم امام رضا  هرشب هزار ركعت نماز خوند ....... گفت مي شه......... در ضمن ماهي از شنا كردن خسته نميشه.........

*******************************************************************

بازم برگشتم به اصل خودم.......... هيئت از سرنوشتم رفت ..........مهمون چند سالي بود......... بازم شبهاي قدر ...... بازم بيداري تا سحر......... بازم تنهايي تو يه اتاق كوچولو ......... بازم ........

اما ايندفه يه فرقايي داره با دفه هاي قبل ......... دفه هاي قبل ياد مجيد نبود ......... آزارم نمي داد ............. خوب ديگه .......... مجيدم از سرنوشتم رفت ............ مهمون چند سالي بود ......... خدا رخمتش كنه .........

يا علي
پيام هاي ديگران ()        لينك        ۱۳۸٥/٧/٢۱ - نيمه پنهان


بسم الله الرحمن الرحيم

  درد ...

کاش قلبم درد پنهانی نداشت
چهره ام هرگز پريشانی نداشت
کاش برگه های آخر تقويم عشق
خبر از يک روز بارانی نداشت
کاش می شد راه سخت عشق را
بی خطر پيمود و قربانی نداشت
کاش می شد عشق را تفسير کرد
دست و پای عشق را زنجير کرد
کاش می شد در نوار زندگی
وقت از دست رفته را تکثير کرد
کاش يا رب آشنايی ها نبود
يا به دنبالش جدايی ها نبود
يا مرا با او نمی کرد آشنا
يا مرا از او نمی کردی جد

يا علي
پيام هاي ديگران ()        لينك        ۱۳۸٥/٧/٥ - نيمه پنهان


بسم الله الرحمن الرحيم

  رمضان ...

اَلّلهُمَ اِنّي اَسْئَلُكَ مِنْ جَمالِكَ بِاَجْمَلِهِ وَ كُلُّ جَمالِكَ جَميلٌ اَلّلهُمَ اِنّي اَسْئَلُكَ بِجَمالِكَ كُلِّهِ

مي گن ماه رمضان ماه مهماني خداست ............... از گفتن و شنيدن اين جمله تا درك واقعيش كلي فاصله است ........... البته اين تنها چيزي نيست كه همه نميتونن دركش كنن ....... مثلا همين جمله بالا ........ كه تو هر سحر ماه رمضون  مي شنويم ........ ميگه : خدايا تمام مراتب زيبايي تو زيباست ......... مي دوني يعني چي ....... زشت وجود نداره...... همه چيز زيباست ....... مرگ، فقر، بيماري ......حتي گناه ، اينكه يه عده گناه مي كنن اما يه عده نمي كنن.......همه زيباست....... مي توني تصور كني؟؟؟؟؟؟؟..اميد وارم روزي برسه كه همه بفهميم.......

پيرار سال ماه رمضونو خوب يادمه ....... صبح كه مي رفتم هيئت تا ساعت هشت و نه شب اونجا بودم ....... يادم ميرفت افطار كنم ....... روزه هامو با آبسرد كن باز مي كردم .........از وضع سر كلاس رفتنم ( البته فقط آزمايشگاه ها ) براتون بگم ......... موهاي ژوليده ، دمپايي پاره ، لباس هاي كثيف ، چشم هايي كه بي خوابي توش موج ميزد ، تن و بدن كوبيده و خسته ، گزارش كار هاي ننوشته .......اما اينها مهم نيست ........ مهم نتيجه است ......... هيچ وقت نفهميدم كه اين كارها نتيجه لازمو داشت يا نداشت........ يعني مرقون به صرفه بود يا نبود......چند تا نكته :

1.اولين ماه رمضوني بود كه توش قرآن نخوندم.حالا نمي خام بگم چند تا نمازم قضا شد.سود كردم يا ضرر؟؟؟؟

2.مادرم مي گفت:فرستادمت اونجا درس بخوني نه اينكه هرشب تا صبح تو هيئت بشيني.آيا راضي بود ؟؟؟؟؟

3.همه چيز هاييكه گفتم ناشي از كار اجرايي بود آيا به همين اندازه به كارهاي فكري و فرهنگي توجه مي شد؟ اگه مي شد چقدر تاثير داشت؟ اصلا در جهت درست بود؟ منظورم اينه كه من كه خودم ديدگاه روشني ندارم ، من كه خودم هنوز به نتيجه نرسيدم ، من كه خودم بين نظرات ضد و نقيض غوطه ورم ، من كه خودم نمي تونم محكم حرف بزنم چطو ري ديگران رو را هنمايي كنم؟؟؟؟؟؟؟

4.تازه اگه تاثيرش زياد و در جهت درست هم باشه پس من چي؟ روي خودم چقدر تاثير داشت؟؟؟؟؟؟؟

منظورم ازطرح اين سوالات اصلا استفهام انكاري نيستا ........ واقعا نمي دونم.......

از طرفي ....... قبل از دانشگاه هميشه شبهاي قدر سرگردون بودم ........ يه خورده تو مسجد ها مي چرخيدم ........اعصابم خورد مي شد ........ ميومدم خونه ....... هميشه از خدا گله داشتم .......... كه چرا اينجوري .........خوب يادم شب بيست و سوم ماه رمضون سال اول دانشگاه ....... تهران بودم .......مثل سالهاي قبل ........هنوز هيئت نيومده بودم ........ دم سحر به خدا گفتم .......ديگه خسته شدم ........ يه كاري كن سال بعد اينجوري نباشه ........ و سال بعد ديگه اونجوري نبود ....... يك هفته مونده به شب هاي قدر......... شب تولد امام حسن ...... بصورت كاملا اتفاقي !!!!!!!!! ..وارد هيئت شدم ........و..............

خوشحال مي شم نظراتتون رو بصورت مبسوط بشنوم............

به هر حال........... از خدا مي خوام كه امسال هم توفيق بودن در جمع رفيقان رو داشته باشم.........

يا علي
پيام هاي ديگران ()        لينك        ۱۳۸٥/٧/۳ - نيمه پنهان


بسم الله الرحمن الرحيم

  اين تابستونم رفت ...

امروز صبح كه از خواب بيدار شدم خوشحال بودم ........... شاید به خاطر این بود که.......... بالاخره اين تابستون شوم هم تموم شد.............

مادرم وقتي دعا مي كنه ........... ميگه : خدايا قسمت ميدم به اين وقت عزيز..............مي دونم وقت ها عزيزن .............. اما همين وقت هاي عزيزم بعضي وقت ها براي بعضي ها خيلي شومن ............. مثل تابستون امسال براي من ........ امسال تنها ترين تابستوني بود كه تا حالا داشتم ............

 امابا تمام وجود خدا را شكر ميكنم ........ كه تونستم اين تابستون تنها و شوم رو هم با آرامش پشت سر بذارم.........آرامش همون چيزيه كه هميشه از خدا مي خواستم .......... وحالا مطمئن هستم كه خدا بهم داده....... و ايمان آوردم به اين كه :

خدا گر به حكمت ببندد دري     زرحمت گشايد در ديگري

يا علي
پيام هاي ديگران ()        لينك        ۱۳۸٥/٧/۱ - نيمه پنهان


بسم الله الرحمن الرحيم

  قدر زنده ها ...

يا علي
پيام هاي ديگران ()        لينك        ۱۳۸٥/٦/۳۱ - نيمه پنهان


بسم الله الرحمن الرحيم

  اردوي قم و دغدغه هاي انجمن ...

اردوي قمم تمام شد ....... فكر مي كنم يكي از مفيد ترين برنامه هاي هيئت در اين چند سال بود........سير مطالعاتي آيت الله مطهري .... .... دست محسن عليپور و علي ابراهيم پور و بقيه بچه هاي پايه كارش درد نكنه .......  ازاون برنامه هاي كم خرج و پر فايده بود .....از اون برنامه هايي كه هيچ كس يا گروهي با هيچ سلاحي نمي تونه جلوشو بگيره.......

كاشكي ماتو مركزي اينجوري برنامه برگزار مي كرديم .......كاشكي سير مطالعاتي شريعتي رو بر گزار كرده بوديم.........

گفتم مركزي ...... تو قم دوباره بحث ها برام تازه شد ...... دوباره انجمن و دغدغه هاش به سراغم اومد ....... فكر مي كنم جزء جدا نشدني زندگيم شده ........ كه حتي بااين اوضاع و احوال داغونمم دست از سرم بر نمي داره ........ از بعد از اردوي مشهد تا حالا با هركه در مورد انجمن و هيئت صحبت كردم ته دلم آرزو كردم كه كاشكي اين يكي بفهمه تو دل من چه خبره ......... اما هيچ كس نفهميد....... نه دوستان و نه .......اما شايد تو اين نوشته ها بتونم بگم.........

يكي مي گفت تو خسته شدي مي خواي راحت بشي اومدي مخ مارو بزني يه جوري تمومش كني........  خيلي سنگين بود اين حرف......... آخه من اگه دنبال راحتي بودم كه اونجا نمي رفتم ......

 كاشكي يكي....... فقط يكي بفهمه تو دل من چه خبره.......

مي دونيد شايد تقصير خودم بود ...... من اونقدر ها هم كه تو اطاق هاي انجمن در مورد هيئت افراطي صحبت مي كردم نسبت به هيئت تعصب ندارم و نداشتم .......اين يه اعترافه ها ....... من نقد هاي زيادي به هيئت داشتم و دارم و در بين دوستان بار ها و بار  ها مطرح كردم..... اما در بين افرادي كه به حرفهات فكر نمي كنن و فقط منتظر بل گرفتنن نمي تونستم بگم .......ياد يه داستان قشنگ از حسين افتادم .......

يه بنده خدايي تو جنگ جهاني دوم پاشو از دست داده بود ...... سالها بعد از جنگ داشت تو خيابون راه مي رفت يه بچه ازش پرسيد آقا پات چي شده ....... يه نگاه به بچه كرد....... يه كم فكر كرد گفت...... گرگ خورده ....... يكي ديگه از همرزماش داشت از اونجا رد مي شد ....... اين صحنه رو ديد ...... بهش گفت چرا جواب بچه رو درست نمي دي ........ يه نگاه بهش كرد و گفت .......... آخه من چطوري كل جنگ جهاني دوم در عرض چند دقيقه باسه اين بچه تعريف كنم كه اصلا تو اون حال و هوا نبوده ...... همون بهتر كه بگم گرگ خرده.................

تا حالا خيلي با تعصب حرف زدم ........ اما باور كنيد اينجا بدون تعصب حرف مي زنم.......

مي دونيد من تو اين چند سال و مخصوصا سال آخري خيلي اذيت شدم ............ خيلي چيز هامو از دست دادم .......اونقدر در گير شده بودم كه 9 ماه از مجيد بي خبر مونده بودم ........ مجيد رو مثال زدم ........ خيلي كسا يا چيز ها مثل مجيد ........ اما هيچوقت احساس زيان نكردم ........... شايد آرامشي كه الان دارم ....... الان كه نميتونم بگم سخت ترين....... اما يكي از سخت ترين دوران زندگيم رو دارم مي گذرونم....... حاصل همين گذشته باشه .........

****************************************************************

به نظر من كساني كه برنامه هاي هيئت رو فقط به خاطر وجود اسم انجمن شركت نمي كردن .......... با كساني  كه برنامه هاي هيئت رو فقط به خاطر نبود اسم انجمن شركت نمي كنن........فرقي ندارن..........

مي دونيد دوستان عزيز اسم اهميتي نداره  ..... جمع افراد كه مهمه....... من به انجمن اعتقاد دارم اما نه به اسمش و نه به اتاقهاش ......... بلكه به جمعي كه تحت عنوان انجمن دور هم جمع شده بودن و فعاليت مفيد داشتن براي دانشگاه و جامعه ......... احساس مي كنم كه اين جمع امروز دارن تحت عنوان هيئت فعاليت مي كنن ........ همه ديديم كه انجمن امروز ديگه يه همچين جمعي نداشت..............

به نظر من وجود قالب انجمن خيلي مي تونه مفيد تر از قالب هيئت باشه......... انجمن هزار تا كار مي كنه كه يكيش مذهبيه ......... اما خدامي دونه كه براي موندن انجمن هر كاري تونستيم كرديم ........اما نشد........ گفتيم لا اقل هيئتش بمونه .........

مي دونين مقصرش ما بوديم ..... ما و گذشتگان ما........ مايي كه انجمن رو تشكيل مي داديم..........اشتباهات خواسته يا نا خواسته ما بود  ........ از اين اشتباهات در مورد خودم احساس گناه ندارم ........ چون همه اون هايي كه به من راي دادم حد توانايي من رو مي دونستن ...... و من با تمام توانم كار كردم .........و همه مي دونيم كه غير از ما كسي نبود .......... و مقصر اين ما نبوديم ....... شايد گذشتگان بودن ......... شايدم .........

*****************************************************************

ديروز تو جلسه آقاي بحريني 3 سوال پرسيد

1. ايا در جهت اهداف ( فرضا كاملا مشروع و مقدس) حق تصرف اموال انجمن را براي هيئت داشتيد؟

2. تاثير استقلال هيئت بر وجهه مذهبي اعضاي انجمن چيه ؟

3. تاثير استقلال هيئت بر دانشجويان چيه؟

در جوابش گفتم ( صرفا نظر شخص خودم).......

1. من به نتيجه قاطع رسيدم كه اين تنها راه بقاء اين جمعي است كه بهش اعتقاد دارم و  گزينه دوم حذف انجمن و هيئت به طور كامل از صحنه دانشگاه  است........ به همين دليل اصلا به اين موضوع توجهي نكردم.......

2. هيچ تاثيري ........ هيئت سالهاست كه از انجمن جداست ............ شنيده بودم سالهاي پيش هيئت موتور جذب نيروي مذهبي براي انجمن بوده .......اما امروز انجمن موتور دفع نيروي مذهبي از هيئته ........

3. اين تاثير از سالهاي قبل بهترنشود مطمئنا بد تر هم نمي شه.............

*******************************************************************

مي دونيد .......... روي صحبتم با همه كساني كه به نوعي با هيئت يا انجمن در ارتباط بودن ....... مخصوصا آقاي ساداتي و خانم طاهري و آقاي حبيبي............ ما باختيم .......... اون چيز هايي رو كه داشتيم از دست داديم ........... بياييد نذاريم اون چيز هايي رو كه داريم هم از دست بديم .......... ما شايد بتونيم كاري كنيم كه هيئت مستقل يا همين انجمن نصفه و نيمه هم ببازه ............ اما ما نميبريم......... و روز به روز بازنده تر مي شيم ............

وقتي آروميد يه كم فكر كنيد ....... به تاثير برنامه هايي مثل تريبون آزاد يا تجليل از اساتيد و يا بيانيه ها........مي خام بگم......... راه موندن برگزاري اين برنامه ها با نتيجه منفي نيست .......... هر كه دو تا فحش به نظام داد بقيه دست زدن آدم خوبي نيست....... راه موندن تقويت زير ساخت هاي فرهنگي وعقيدتي و سياسي و مذهبيه.......با بحث و مطالعه......... شايد خيلي طول بكشه ........ مثلا 8 سال ....... اما 8 سال بعد مجبور نيستیم اعضاي مركزي رو از روي ناچاري انتخاب كنيم ........ مجبور نيستیم زير لواي هيئت قايم بشيم ........ اعضاي مركزيمون اونقدر مايه از خودشون دارن كه مجبور نشن براي بدست آوردن قدرت كاذب سر قفل و كليد و مهر و پست و ....... دعوا كنن.............

*****************************************************************

از من و حرفهام ناراحت نشيد چون دوستتون دارم ........ هيچ وقت احساس تنهايي نكنيد............. چون من هميشه دارم بهتون فكر مي كنم.........

 والسلام.......

يا علي
پيام هاي ديگران ()        لينك        ۱۳۸٥/٦/٢۸ - نيمه پنهان


بسم الله الرحمن الرحيم

  شهوات نفساني ...

قَالَ هَوُلاءِ بَناتِي اِن كُنتُمْ فَاعِلِينَ

لوط به قوم خود گفت : من اين دخترانم را به نكاح شما مي دهم تا اگر خيال عملي داريد انجام دهيد (و با مهمانانم قصد بد نكنيد)

لَعَمْرُكَ اِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ

(اي محمد!) به جان تو قسم اين مردم دنيا هميشه مست شهوات نفساني و به حيرت و غفلت و گمراهي خواهند بود

آيات 71 و 72 سوره حجر

هر بار اين آيه رو مي خونم تنم مي لرزه ........ از خودم بدم مياد ....... اما وقتي نمي خونم باز يادم ميره...........

لحن آيه خيلي برام جالبه .......... خدا واقعا عصباني شده ..........

اين آيات هم تو جزء چهاردهمه كه سهم من بود......... وقتي بهش رسيدم ياد گناهاني افتادم كه از زمان رفتن مجيد به بعد مرتكب شدم ..............با تمام وجود به مجيد غبطه خوردم ...........مي دوني حسوديم شد ......... از ته دل گفتم خوش به حالش كه رفت ........ يه جورايي از رفتنش خوشحال شدم ............

بازم داره صداي اذان صبح مياد .........

يا علي
پيام هاي ديگران ()        لينك        ۱۳۸٥/٦/٢۱ - نيمه پنهان


بسم الله الرحمن الرحيم

  تولد و مرگ ...

فرشته ها ميان سراغش ......... ميگن وقت رفتنه ........  دستاشو مي گيرن مي كشن ........ ميگه منو كجا مي خاين ببرين ........... ميگن يه جاي خوب ......... يه جاي خيلي خيلي بزر گتر و قشنگ تر از اينجا ....... ميگه من نميام ......... من همين جا راحتم .........ميگن تو حالا نمي فهمي........ تو اونجا رو نديدي .......... نمي دوني........ اگه ديده بودي خودت ميو مدي ........ ميگه به هر حال نميام........ ميگن حكم خداست ......... ما مي بريمت ........... با زور مي كشنش .......... گريه مي كنه ......... شديد گريه مي كنه ........ميارنش بيرون ......... مي بينه فرشته ها راست مي گفتن ......... عجب جاييه اينجا .......... اصلا با دنياي قبليش قابل مقايسه نيست ......... تو رحم مادر كجا و اينجا كجا..........

يه مدتي بعد ......... دوباره فرشته ها ميان ......... ميگن وقت رفتنه ........ميگه من نميام و ........

يا علي
پيام هاي ديگران ()        لينك        ۱۳۸٥/٦/۱۸ - نيمه پنهان


h_masumy@yahoo.com